♥برای عاشقان♥
by : x-themes

مهمترین درسی که از زندگیم گرفتم  

این بود که هیچکس شبیه حرفاش نیست


دوشنبه 30 دی 1392 11:00 |- loveronly -| ارسال نظر(1)

زن نیستم اگر زنانه پای عشقم نایستم
من از قبیله زلیخا آمده ام!
آنقدر عشق را جار میزنم تا خداهم برایم کف بزند
فرقی نمیکند فرشته باشی یا آدم …….
یوسف باشی یا سلیمان…..
قالیچه عمر من بدون اسم رمز *نام تو*پراوز نمیکند
زنانه پای این عشق می ایستم
مردانه دوستم داشته باش…..


سه‌شنبه 24 دی 1392 17:42 |- loveronly -| ارسال نظر(0)

هوای بارانی چتر نمی خواهد ، تو را می خواهد

... ... ... ... ... ... 

تو را میخواهم . . .


در این جمله اندوهی ست ؛ اندوه نداشتنت

... ... ... ... ... ...


یکشنبه 22 دی 1392 15:52 |- loveronly -| ارسال نظر(0)

تو که رفتی خدا همرات

ولی

تنها شدی برگرد


سه‌شنبه 10 دی 1392 11:04 |- loveronly -| ارسال نظر(1)

 
وسعت نبود تو . . .

به اندازۀ تمام دنیای من است 

تا آنجا که چشم کار میکند...

جای تو خالیست
 

چهارشنبه 04 دی 1392 19:27 |- loveronly -| ارسال نظر(0)

شب خوابیدی رو تختت..

هی غلت می خوری

بعد گوشیو برمیداری و مینویسی:

" خوابم نمیبره"

سرد میشی...

بغض میکنی...

میبینی هیچ کسی رو نداری

ک این رو واسش بفرستی..

تنهــــــایی سخته

خیییییییییییییییلی

 


یکشنبه 01 دی 1392 20:22 |- loveronly -| ارسال نظر(0)

 

تو چه گفتی سهراب ...؟

قایقی خواهم ساخت ...

با کدوم عمر دراز ؟

نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد

سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت

پس بگو ای سهراب ...

شعر نو خواهم ساخت

بیخیال قایق ...

یا که میگفتی ...

تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

این سخن یعنی چه؟

با شقایق باشی... زندگی خواهی کرد

ورنه این شعر و سخن

یک خیال پوچ است

پس اگر میگفتی ...

تا شقایق هست، حسرتی باید خورد

جمله زیباتر بود

تو ببخشم سهراب ...

که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم

بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا

بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم

زندگی رویا نیست

زندگی پردرد است

زندگی نامرد است، زندگی نامرد است ...


جمعه 29 آذر 1392 10:37 |- loveronly -| ارسال نظر(3)

به قول فروغ شهامت میخواهد سرد باشی و گرم بخندی  . . .

***

هر بار دلم گرفت لبخند میزنم

به یاد کسی که بارها برای لبخندش دلم گرفت

***

باران . . .
نبار لعنتی . . .
با او بیرون است . . .
سرما می خورد . . .

***


جمعه 29 آذر 1392 10:31 |- loveronly -| ارسال نظر(1)

از تکرار دوستت دارم خسته شدم

کمی هم تو بگو

تا من ناز کنم

نترس……

باورم نمیشود…


جمعه 29 آذر 1392 10:12 |- loveronly -| ارسال نظر(0)

 

 

دلـــــــــم ميگــيره

وقـــتـي مـــيدونم

در دنـــيای بــــه اين بــــزرگي

هيچ دلـي نيســت کــه بـــرای مـن تنـــگ بشه...


چهارشنبه 27 آذر 1392 19:04 |- loveronly -| ارسال نظر(0)

ϰ-†нêmê§

صفحه قبل1...34567...18صفحه بعد