
مـــن و تــو
یــه عـکـس دو نــفــره ،
بــه ایــن دنـیـا بــدهـکـاریــم...
ســـرم را روی شـــانـــه ات بــگــذار
تـــا هـمـه بـدانـنـد
دیوونگی یعنی...

آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است.
آیینه به سادگیم خندید و گفت :
احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است .
گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی
گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است .
در آیینه به خود نگاه می کنم آه...
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است .
راست گفت آیینه که منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است ...
یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...
همین که دستت رو آروم بگیره.....
یـه فـشـار کوچیک بـده.....
این یعنی مـن هــسـتـم تــا آخـرش.....
همین کافیه
(مخاطب خاص)

بــا کـسـی بـاش کـــه
وقـتـایی کــه دلــت گـرفـتـه
حـوصـلـه نـداری
نــاراحـتـی
حـــس مـیـکـنـی یـــه دنـیـا غــم داری
بـلـد بـاشـه شـادت کــنـه
راه قــلـبـتـو بـلـد بـاشـه
تـــنـــهــات نـــذاره

تشنهام این رمضان تشنه تراز هررمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیز است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

آري امشب، "چشم سر" را بايد بيدار داشت
تا "چشم جان" بيداري و بينايي يابد و دل از بندها برهد؛
و ما چه زيانکاريم اگر از شب قدر
تنها بيداري چشم نصيبمان شود و راهي به وراي آن ، بر اقليم جان نيابيم.
| ϰ-†нêmê§ |