دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو سرم
رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم
تنها ترین تنها منم

دلم میخواهد کسی باشد ،
ڪاشـــــ فقط بوבـے
وقتـے بغض مـےڪرבم
بغلم مـےڪرבـے و مـےگفتـے
سـکـوت سـرد فـاصـلـه هـا تـنـم را مـیـلـرزاند
بـیـاد روزهـایـی کــه بـودنـت را نـمـیفـهـمـیـدم


اگر آمدى
به دلت بد نيار
شهر همان شهر است
كوچه همان كوچه خانه همان
تنها من،
كمى مرده ام .
آهسته بیا
چیزی هم ننویس
نظر هم نگذار
همان که بخوانی بس است
من به بی محلی آدمها عادت دارم

کاش گاهی مرد بودم
می شد تنهاییم را…
به خیابان بیاورم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم
کاش گاهی مرد بودم
می شد شادی ام را…
به کوچه ها بریزم…
با صدای بلند بخندم…
و هیچ ماشینی…
برای سوار کردنم….ترمز نکند
کاش...

لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و بر میگردم
همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم
عزیز رفته سفر کی برمیگردی
چشمونم مونده به در کی برمیگردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره ی امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستو های عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هرگز تو رو ندیدم
دوست دارم صورتــت ته ریش داشته باشد
| ϰ-†нêmê§ |